ترانه بارون
مترسک

چرا هیچ پرنده ای

به مترسک احساس من

مهربانی نمی کند؟!

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠ - مجید شجاعی

سرزمین پاییز

برای آنکه بارانی شوم

همه ابرهای سرزمین پاییز را

به آسمان چشمانم هدیه دادم !

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠ - مجید شجاعی

چشمان تو

برای دیدن چشمان توست

که این چنین

همه پنجره های شکسته  شهر را

جستجو می کنم !

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠ - مجید شجاعی

شعر امروز

آفتاب

 

 

تورا بی من چه می شود

که پنجره های بی ایمان را

بر سر عابران غمگین این حوالی می شکنی ؟

من بشارت  کدام ستاره ام وقتی دل تاریکم

در التماس قطره  نوری ،

هی آفتاب آفتاب می گوید و

زمستانی ست ؟!

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠ - مجید شجاعی

 

بهار شکوفه هایم را خواستی

     تابستان گرمایم را

           زمستان هیمه هایم را...

   پاییز زردی ام را تحمل کن

           به زودی سبز خواهم شد!

            زنده یاد علیرضا کریم

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٠ - مجید شجاعی

دوبیتی

چرا دستان سر سبز تو سردند ؟

چرا چشمان تو سرشار دردند ؟

شب یلدای هجرت گریه کردم

دوبیتی های غمگین گریه کردند !

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢٥ امرداد ۱۳۸٩ - مجید شجاعی

دو ترانه

سلام نمی دونم چرا هر کاری می کنم زود به زود به این وبلاگ سر بزنم نمی شه . نه اینکه ترانه برا این جا نداشته باشم ، کلا انگاری ایمانم به این کار کم شده باشه !

در هر صورت امروز با  دو  ترانه  وبلاگ رو آپ می کنم .

 فصل غم

 

تو کوچه های شادی

یه روز و روزگاری

می خوندم و نوشتم

شعرای یادگاری

دردامو خوب می دونن

آجرای قدیمی

درختای شکسته

کفترای صمیمی

کوچه وپس کوچه ها

عابر دلشکسته

نگاه همسایه ها

درها ی باز و بسته

روز و شبم یکی بود

با نفس پنجره

حالا ورق می خورم

تو دفتر خاطره

یه کوچه و سایه

یه رهگذر یه تنها

یه خنجر و یه پهلو

شدم اسیر غمها

خوب می دونم تمومه

گذشته ها گذشته

همین نفس بریده

اسر سرنوشته

کسی برام نمونده

تو شب بی و فایی 

     کاشکی می شد نباشه  

   فصل غم و جدایی

 

 

 

مجید فلاح شجاعی

 

 

تبر درد

 

 

آسمون دل من بارونیه   

   آخه درد دل من تازه شده

تو هجوم غم و غصه های دل

   طاقت دلم بی اندازه شده

نمی دونم چی شده تنها شدم

  آسمون من پر از ستاره بود

شادی و خنده همش مهمون من

 لشکر غصه پیشم بیچاره بود

من تو فکر عاشقی بودم یهو 

 کی اومد فکر منو مچاله کرد ؟

تو وجودم یه کسی گریه کنون

  هزارون آه کشید و ناله کرد

دل شیشه ای من شکسته شد 

    چه کسی سنگ غمو به شیشه زد؟

وقتی من بهار امید بودم          

 تبر درد و چرا به ریشه زد؟

تو غروب بی کسی و خستگی

   اسیرم ، اسیر اندوه و غمم

یه روزی همیشه آفتابی بودم  

   حالا تندیس سیاه ماتمم

 

 

مجید فلاح شجاعی

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٧ - مجید شجاعی

حرف تازه

 

سلام و درود

 

 

ساز

 

 

مدتيه به اين جا سر نزدم نمي دونم چرا ! اما مي خوام بعد از اين بهش برسم كلي ترانه دارم كه جاش اين جا خاليه و مي تونم بذارم تا دوستان ديگه هم بخونن و نظر بدن .

البته فعلا كه تو ترانه بارون من پرنده هم پر نمي زنه ولي در آينده احتمالا دوستان ميان و لطف خواهند داشت .

مي خوام جدا از شعر و ترانه گاه خاطراتي كه با بچه هاي موسيقي دارم رو هم براتون بنويسم .

 دنيا رو چه ديدي شايد همين ها يه روزي تبديل به يه كتاب شدن !

 

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸٦ - مجید شجاعی

 

 

شکوه عشق

 

توی کوچه های تردید

آرزوم رنگی نداره

چشمای خسته ی غمگین

خیلی وقته انتظاره

پنجره بسته و کوچه

غرق اندوه جدایی

دل من گرفته ای وای

آشنای من کجایی

اگه تو پیشم نباشی

شب من سحر نمي شه

غصه های این جدایی

دیگه در بدر نمی شه

تو تجسم بهاری

من زمستون سیاهم

توی شهر بی کسی ها

بی پناهم بی پناهم

 ای شکوه عاشقی ها

درد من بیا دوا کن

تو خودت دریای نوری

منو از شبم جداکن

 

يكي از دوستاي خوب  شادمهر  تو آخرين ماهها  در ايران احمد ياسر بود . شادمهر گيتارش رو بر مي داشت و مي رفت پيش احمد. همون روزا به خاطر دوستي كه با احمد داشتم يه چند تا ترانه بهش دادم و شادمهر با انبوه ترانه هاي ديگه بررسي كرد تا چند كار كه به صداي احمد مي آد رو انتخاب كنه . شادمهر اين كارمن  رو هم انتخاب كرد . احمد براش ملودي ساخت وتنظيمش رو نيما نورمحمدي انجام داد. اين اثر تو آلبوم  هفت شنبه  ياسر وارد بازارموسيقي شد.

 

 

غزلهای نگاه

 

 

ای ترجمان غصه های عاشقانه

ای از برای گریه های من بهانه

هم بغض شبهای صبوری و غم دل

دنبال تو می گردم و خانه به خانه

تفسیر درد خستگی هایم تویی تو

پایان این آشفتگی هایم تویی تو

می سوزم از بی همرهی تنهای تنها

تعبیر بی پروانگی هایم تویی تو

من بی شکیب لحظه های انتظارم

با این دل دریایی ام بس بی قرارم

در انجماد دردم و سرمای اندوه

تاراج شد سبزینه ي فصل بهارم

من در شبیخون زمستان گریه کردم

اندوه عشق سبزتو در سينه كردم

وقتی غزلهای نگاهت را سرودم

چشم تو را در چشم من آیینه کردم

من بی نگاه خوب تو شاید بمیرم

دنبال تو در کوچه های غم اسیرم

تو درکجای استوای این زمینی

دستان پر مهر ترا باید بگیرم

 

اين ترانه رو خيلي دوست دارم بعضي از دوستان خواننده دلشون مي خواست اين كار رو بخونن اما راستش دلم نمي آد اين كار رو هر كسي بخونه ! بايد بتونه تحرير هاي سنتي هم تو صداش داشته باشه . دوست عزيزم رضا سوزنكار يه آهنگ قشنگ براش ساخته تا ببينم قسمت كي مي شه.

 

بهار من

 

توی شبهای شکستن ، وقتی که اسیر دردم

توی گرمای کویری ، بی تو من اجاق سردم

توی کوچه های غربت ، نگاه پنجره بسته ست

تو صدام توی نگاهام ، بغض یک دل شکسته ست

اگه تو پیشم نباشی ، دل من می خواد ببارم

تو امید و آرزویی  ،ای بهار من بهارم

بی تو غمهای قدیمی ، بامنو دلم می جنگه

وقتی تکیه گام تو باشی، همه ي دنیا قشنگه

تو روزای ابری من ، تو مث دریای نوری

تو شباي بي ترانه  ، برا من شعر حضوری

می دونی بی تو می میرم ،ای بهار من بهارم

به نگاه  تو   اسیرم  ،    ای بهار   من بهارم

 

اين ترانه از اولين كارام تو ترانه سرايي ست و دوستش دارم . اما حكايت بهار ، حميد غلامعلي –كه واقعا صداش رو دوست دارم و خيلي ماهه – دختري داره به نام بهار خانوم .قرار بود اين كار رو واسه دخترش بخونه كه عاقبت نشد...

حالا  محمد پور جعفري يه آهنگ قشنگ روش گذاشته تا ببينيم قسمت كي مي شه . البته به هر كي نمي دم !

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱٤ تیر ۱۳۸٥ - مجید شجاعی

 

   عشق آمد

 

اي كه با گل مهرباني مي كني

 

در خيالم زندگاني مي كني

 

من نمي دانم چرا وقت وصال

 

 با غم و غصه تباني مي كني؟

 

از چه عشق سبز تو در خواب شد؟

 

چشمه ي اميد دل مرداب شد

 

رفت و ديروز و بيا امروز باش

 

هر ستاره در شبت مهتاب شد

 

در نگاهت سبزي چشم بهار

 

فصل فصل عاشقي را انتظار

 

ابر اميدي تو خوبي نازنين

 

بر كوير آرزوي من ببار

 

رفت ديگر روزهاي خستگي

 

با غم و اندوه دل پيوستگي

 

رفت ديگر روزهاي بي اميد

 

عشق آمد  لحظه ی دلبستگي

 

 

 تو تهران  ميدون وليعصر - اول  بلوار کشاورز - با يکی از دوستان قرار داشتم ولی اون يه نيم ساعت دير اومد و اين ترانه اون جا اومد سراغم .

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸٥ - مجید شجاعی